تدريس مي‌كرد، ولي تا نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ شانزدهم سنّت محكمي براي آموزش يوناني پديد نيامد، يعني تا زماني كه ((مدرسه‌هاي سه زباني‌)) در آلكالا، آكسفورد، لوون و غيره ايجاد نشده‌بود. حتي در آن زمان هم مشكلات جدي وجود داشت‌. در سال 1530 دانشگاه سوربن‌ آموزش يوناني (و عبري‌) را كه در موٴسسه نوبنياد كلژ دوفرانس تدريس مي‌شد مورد سانسور قرار داد و اعلام كرد كه مايه‌ٴ رسوايي‌، تند، كفرآميز و آلوده به عقايد لوتر است‌. آيا وولگات براي‌ مسيحي موٴمن كافي نبود؟
در نتيجه‌، بايد آنچه را ارنست رنان اظهار كرده است مورد اعتراض قرارداد. او در آينده‌ٴ علم‌ (تأليف در 1849، چاپ پاريس‌، 1890) مي‌گويد: ((در سده‌هاي ميانه چيزي از يونان باستان‌ شناخته نبود، مطلقاً هيچ چيز دست اول‌)) (ص 241). اين بي‌انصافانه است‌. نخستين انسانگرايان‌ از قبيل نيكولي و تراورساري از همين نسخه‌هاي خطي تحصيل كردند (جز آن كاري‌ نمي‌توانستند بكنند!)؛ چيرياكو درباره‌ٴ كتيبه‌ها نه از روي راهنما، كه وجود نداشت‌، بلكه در ميدان‌ عمل فراگرفت‌؛ و بقيه هم بر همين قياس‌. ضعف معلومات آنان به‌خاطر دست دوم بودنش نبود، بلكه از فقدان وسايل و روش ناشي مي‌شد. آنان پيشاهنگ بودند و پيشاهنگ ناچار بايد به‌ برآورد تقريبي‌، زحمت و غفلت تن دردهد.
با اين‌همه درست است كه هلنيست‌هاي سده‌هاي ميانه براي اطلاعات دست اول بيش از آن‌ ارزش قايل نبودند كه كشاورزان پيشاهنگ براي زمين بكر. شناخت ارزش معلومات دست اول‌ در همه‌ٴ زمينه‌هاي دانش يا آگاهي بسيار كند رشد كرد و براي تهذيب تدريجي آن قرن‌ها وقت‌ لازم بود، هم‌چنان‌كه تكميل تدريجي روش تجربي قرن‌ها وقت گرفت‌. ارزيابي درست‌ معلومات دست اول از جهتي و معلومات تجربي از جهت ديگر در همين روزگار ما يكي از تفاوت‌هاي اساسي ميان مردم تحصيل‌كرده و بي‌سواد را به‌وجود مي‌آورد. اولي آن را دارد و دومي به آن بي‌اعتناست‌.

14. زبان‌هاي اسلاوي

برجسته‌ترين زبان اسلاوي غربي‌ترين آن‌، يعني بوهميايي يا چك بود. بلوغ نسبي آن در تاريخ‌ داليميل نمايان شده‌است‌، اثري كه پيش از سال 1317 تأليف شد. تفكر چك دراثناي نيمه‌ٴ دوم و امپراتور كارل چهارم از تأليف تاريخ‌هاي ملي و ترجمه‌ٴ كتاب‌هاي لاتيني به چك هواداري كرد. درست است كه تاريخ جديد بوهميا (1374) را بِنِش ويتميلي به لاتيني نوشت و حسب حال‌ امپراتور هم كه بِنِش آن را تحرير كرده به لاتيني است‌. شايد مي‌خواستند كه آنها به گوش‌ جهانيان برسد. در اين اثنا، ترجمه يا اقتباس كتاب‌هاي غربي به زبان چك توسط فلاشكا زِ پاردوبيك و واوْرينِك برِزُوا انجام گرفت‌، كتاب‌هاي پزشكي و رياضي توسط كريستيان